دانلود گل های فوتبال ایران و اروپا.اخبار والیبال ایران
سریعتر، بالاتر، قوی تر
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


با تمام شدن المپیک 2012 لندن یه جورایی کار ما هم تمام شد
ولی نمیخوام این وبلاگ کارش تمام بشه با علاقه یی که من نسبت به فوتبال دارم در این وبلاگ اخبار ورزشی و... قرار می گیرد
دانلود گل های فوتبال ایران-دانلود گل های استقلال در فصل 91/92-دانلود گل های پرسپولیس در فصل 91/92-نتیجه بازی های استقلال - نتیجه بازی های پرسپولیس-عکس های پرسپولیس 91 پوستر های تیم پرسپولیس 91 *عکس های استقلال 91 پوستر های تیم استقلال 91- نتایج فوتبال ملی و اروپا -خرید اینترنتی سی دی های فوتبالی نتایج والیبال تیم ملی ایران -نتیجه والیبال ایران در انتخابی لیگ جهانی والیبال-والیبال ایران-عکس های والیبال ایران- اخبار بسکتبال ایران-اخبار لیگ کاراته-عکس های تکواندو-عکس های بسکتبال-بسکتبال ان بی ای NBA -

مدیر وبلاگ : کلیپ تصاویر
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما پرسپولیس چه رتبه ایی در لیگ برتر کسب می کند




ورزش یا مشاور املاک ؟


چه فروشگاهی شده است این ورزش و چه بفروش، بفروشی در آن راه افتاده است. همه جور کالا هم در آن موجود است از پست و مقام بگیرید تا ساختمان. تفاوتی هم نمی‌کند که مشتری داخلی باشد یا خارجی


غلامحسین شعبانی

وقتی گزارش سایت تسنیم در خصوص صندوق حمایت از قهرمانان و پیشکسوتان را خواندم، داغ دلم تازه شد و باز هم این سؤال در ذهنم نقش بست که آیا هیچ دستگاه نظارتی وجود ندارد تا بررسی کند که در ورزش چه می‌گذرد؟ آقایان برای خطاهای کوچک کارمندان هیئت رسیدگی به تخلفات و ... تشکیل می‌دهند اما برای خطاهای بزرگ مدیران هیچ هیئتی وجود ندارد که بررسی کرده از چرایی اقدامات پرسش کند. گویا دیگر گرفتن گریبان ضعیفان و بی‌پناهان و چشم‌پوشی کردن از بزرگان تبدیل به سنتی همه باور در ورزش ما شده است و هرکسی با این تفکر بزرگ می‌شود خلق را خون‌خوارگی اصل خوشی است شادی مخلوق از مردم‌کشی است کودکان از کشتن موری خوشند مردمان از کودکی مردم کشند آری به نظر می‌رسد ضعیف‌کشی در ما، از همان دوران کودکی و با کشتن مورها آغاز می‌شود.

به گزارش تابناک ، اگر به این نکته واقف شوی و با آن کنار بیایی به طور قطع روزگار خوشی خواهی داشت و اگر بخواهی چند و چون کنی نه تنها هیچ کاری نمی‌‌توانی بکنی بلکه چه بسا از آنچه هم که داری محروم شوی. می‌شناسم مدیران میانه‌ای را، هم در وزارت ورزش و هم در کمیته ملی المپیک که به راحتی با تمام آنچه که به ظن آن‌ها باطل است کنار می‌آیند و در عین حال که در خفا علیه رئیس سخن می‌گویند و مدرک می‌دهند در ظاهر چنان می‌نمایانند که وفادارترین یار به او هستند. اینگونه افراد که توان کنار آمدن با هر چیزی را دارند، بهترین بهره‌برداران ورزش هستند. عجب است که در میدان ورزش که باید محل صداقت باشد چنین افرادی این گونه رشد می‌کنند. نوبت قبل در خصوص چگونگی عزل و نصبی که در فدراسیون شنا انجام شد یادداشتی نوشتم در آن مقال به هیچ وجه روی سخن با فرد خاصی نبود بلکه سخن بر سر شیوه‌ای بود که اگر گسترش پیدا کند فردا باید تمام اختیار ورزش خود را به دست بیگانگان بدهیم تا آن‌ها بگویند که چه کسی را عزل و چه کسی را نصب کنیم. سؤال من بسیار ساده بود، چه اتفاقی در فدراسیون شنا افتاد که تعلیق آن رفع شد؟ چرا که نه رئیس قبلی بازگشت و نه انتخاباتی برگزار شد؟ مگر این‌ها شرایط رفع تعلیق نبود؟ اگر هم از ابتدا تعلیق این فدراسیون کار بیهوده‌ای بوده است، حالا چه کسی باید تاوان زیانی را که ما در مدت تعلیق داده‌ایم، پرداخت کند؟ آیا مسئولان کمیته ملی المپیک، که ظاهراً روابط حسنه‌ای هم با برخی دوستان آن طرف آب‌ها دارند حاضرند به‌خاطر اینکار به مجامع جهانی و دادگاه‌ مربوطه شکایت کنند؟ آیا مدیران وزارت ورزش این کار را انجام می‌دهند؟ آیا آنها حاضرند بگویند دلایل رفع تعلیق چه بوده و چه اتفاقی افتاده است؟ نه علی‌الظاهر سکوت و امور را به گذر ایام سپردن تا فراموش شود بهترین شیوه‌ای است که آقایان پیش‌گرفته‌اند. نمونه‌ دیگر این گونه سکوت‌ها را، از سوی رئیس صندوق حمایت از قهرمانان و پیشکسوتان می‌بینیم. در انتهای گزارش سایت تسنیم که بخشی است از مشکلات صندوق در آن نوشته شده است آمده که موفق به صحبت با مدیر صندوق نشده‌اند و اطرافیان ایشان گفته‌اند که آقای ولایتی چندان علاقمند به مصاحبه و مطرح شدن ندارند. و این هم یعنی سکوت مقابل سؤالات تا فراموش شدن. آن نوبت چنانکه اشاره شد سخن بر سر این بود که اگر شیوه‌ای که در فدراسیون شنا اتفاق افتاد عمومیت پیدا کند آنگاه باید کلید انتخاب مدیران را به خارجی‌ها بفروشیم. امید داشتیم نهادهای نظارتی که برای کوچکترین خطای یک ورزشکار سخت‌گیری‌های بسیاری دارند بطور جدی وارد این عرصه شوند و چرائی و چگونگی آن را بررسی کنند اما زهی خیال خام و زهی تصور باطل. مگر می‌شود آقایان کسانی را که با آنها بر سر یک میز می‌نشینند رها کنند و به سخن درویش یک لاقبایی گوش کنند؟ عقل معاش چه می‌گوید؟ خوب معلوم است و ما نباید انتظاری داشته باشیم اما مگر قرار است هر گفته‌ای به نتیجه برسد؟ مگر ما هزاران وعده تحقق نیافته را در ذهن و ضمیر خود نداریم؟ اینها را هم به آنها اضافه می‌کنیم. ولی این دلیلی برای ننوشتن نمی‌شود. می‌نویسم تا بدانند در دوره حضرات چه بر سر ورزش می‌آید و شاید در میان تمام ناامیدی‌ها از جانب ورزشی‌ها حرکتی انجام شود و به‌جای زدن حرف پشت سر یکدیگر، دست در دست هم مانع از بلایی شوند که غریبه‌ها با ورزش بر سر آن می‌آورند. حالا از فروش دیگری سخن می‌گویم. بعد از آنکه ساختمان خیابان گاندی کمیته المپیک به فروش رفت و پول آن در کمیته پس‌انداز شد حالا می‌بینیم که ساختمان صندوق حمایت هم به فروش می‌رسد. و عجبا از نحوه فروش‌ها. در خصوص فروش ساختمان گاندی، هیئت اجرایی اختیار تام به رئیس می‌دهد تا ایشان هرگونه می‌خواهند کار را انجام دهند و ایشان هم همانگونه که مصلحت می‌دانستند ساختمان را فروختند. بعد از آن هم قصد فروش ملک دیگر کمیته را داشتند که خوشبختانه موفق به این کار نشدند. حالا آیا یک نفر نباید بیاید سؤال کند که ارزش آن ساختمان امروز چقدر است و پولی که نزد آقایان است چقدر ارزش افزوده پیدا کرده است؟ طبیعی است که نه چرا که اینکار را یک کارمند معمولی انجام نداده که مورد بازخواست قرار بگیرد بلکه تصمیمی‌است که مدیران گرفته‌اند. و جالب آنکه وقتی از برخی اعضا راجع به چگونگی کار سؤال می‌کنم کاملاً اظهار بی‌اطلاعی می‌کنند. آری چنین است و وا اسفا که جامعه ورزش این افراد را به عنوان نمایندگان خود انتخاب می‌کند. حالا چنانکه گفتم خبر می‌رسد که ساختمان صندوق حمایت به فروش رسیده است. با چند نفر از اعضای هیئت‌ امنا تماس گرفتم آن‌ها اظهار بی‌اطلاعی کردند. موفق به تماس با مدیران صندوق هم نشدیم و شاید چنانکه ذکر شده بود آقایان مایل به مصاحبه و مطرح شدن نیستند خوب حالا ما باید پاسخ سؤالات خود را از چه کسی بخواهیم.

1ـ تا کی باید شاهد آن باشیم تا بر سر صندوقی که برای حمایت از قهرمانان و پیشکسوتان تشکیل شده افرادی گمارده شوند که هیچ سابقه‌ای در ورزش کشور ندارند؟ نه مدیر قبلی و نه مدیر فعلی.

2ـ ساختمان به چه قیمتی فروخته شد و قرار است مبلغ آن چگونه پرداخت شود آیا کل پول پرداخت شد ؟ و اساساً چه نیازی به فروش آن بود آن هم در شرایطی که بسیاری از فدراسیو‌نهای ما از داشتن مکان مناسب محروم هستند.

3ـ نکته جالب آن است که در زمان مدیریت قبلی صندوق ساختمانی در غرب تهران برای فدراسیون‌ها خریداری شد که این ساختمان مسکونی بود و از نقاط شلوغ و دورافتاده نسبت به وزارتخانه و حالا ساختمانی که از بعد مسافت به وزارتخانه و کمیته ملی المپیک نزدیک است به فروش می‌رود. یعنی ساختمان دورتری خریداری می‌شود و ساختمان نزدیک به فروش می‌رسد. تصور کنید در این ترافیک اگر مسئول فدراسیون‌هایی که در آن ساختمان مستقر هستند بخواهند به کمیته یا وزارتخانه بروند باید چه مسافتی را طی کنند. حالا چه حکمتی در پس آن خرید و این فروش وجود دارد؟ از آنجا که فقط اهل ورزش هستم نمی‌توانم درک کنم فقط خدا کند کسی پیدا شود که توضیحی بدهد.

 4ـحالا که سخن از مشکلات و بیماری برخی قهرمانان و عدم کمک صندوق شده است باید خدمت دوستان بگوییم در عوض هیچ مشکلی برای پرداخت وام برای خرید اتومبیل و پیش پرداخت اجاره مسکن مدیران وجود ندارد.

 5ـ نکته جالب‌تر آنکه با برخی از اعضای هیئت‌امنا صندوق و هیئت‌اجرایی کمیته ملی المپیک تماس گرفتم تا از چگونگی فروش مطلع شوم اما عجبا که آن‌ها بی‌خبرتر از من بودند. روزگار و حکایت شیرینی است چنین فکر نمی‌کنید؟

کلام آخر آن که در اوج ناامیدی از پیگیری ماجرا فقط امیدواریم حالا که کسی از آقایان سؤال از چرایی نمی‌کند، ناگهان کار معکوس نشده و گریبان ما را نگیرند که چرا می‌گویی!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
کلیپ تصاویر
27 فروردین 92




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic